
در اشتیاق پرواز بی آسمان ترینم
عمری به جرم بودن با خاک همنشینم
نفرین به چشمهایم ـ این حفره های تاریک ـ
آخر چگونه ای دور باید تو را ببینم؟!
ای باغ سبز سیال !
آخر بگو چه می شد نزدیک تر بیایی تا گل ز تو بچینم ؟
در کوچه های تردید تنها رهایم آیا ...
تقدیر بی تو بودن نقش است بر جبینم ؟
ای اشتیاق آبی !
با من بمان که عمری ست...
در آرزوی پرواز بی آسمان ترینم !
|
+| نوشته شده توسط
مهرشاد در سه شنبه ششم شهریور 1386
|